فایل َشناخت تیم های کاری

دوستان گل هم کلاسی زیر هر مطلبی که اینجا می نویسم یه گزینه ای تحت عنوان "نظر دهید" وجود دارد.

روی آن کلیک کرده اسمتونو فقط وارد کنید و نظر بدینو و ثبت کنید .

مجتبی زیاری

برای دریافت فایل اینجا کلیک نمایید.

فایل فرهنگ سازمانی

برای دریافت اینجا را کلیک نمایید

سپاس

ساختار سازمانی

سازمان چیست؟

سازمان پدیده­ای اجتماعی به شمار می آید که به طور آگاهانه هماهنگ شده و دارای حدود و ثغور نسبتاً مشخصی بوده و برای تحقق هدف یا اهدافی، براساس یک سلسله مبانی دائمی فعالیت می کند.

عبارت " به صورت آگاهانه هماهنگ شده" دلالت بر مدیریت دارد."  "پدیده اجتماعی"، دال بر این معناست که سازمان از افراد یا گروههای که با هم در تعاملند، تشکیل شده است.

یک سازمان مرزهای نسبتاً مشخصی دارد. این مرزها به مرور زمان، می توانند تغییر کنند و ممکن است کاملاً واضح و روشن نباشند. اما بهرحال باید مرزهای مشخصی وجود داشته باشند تا بتوان اعضاء سازمان را از غیر اعضاء بازشناخت.

نهایتاً اینکه، سازمانها برای انجام امور بوجود آمده اند. این امور یا فعالیت­ها، همان اهدافند، که دستیابی به آنها توسط یک فرد به تنهائی، امکان پذیر نیست، یا اگر هم بوسیله یک فرد قابل حصول باشد، حصول آن از طریق سازمان، اثر بخش تراست.

ساختار سازمان چیست؟

ساختار سازمانی تصریح می کند که وظایف، چگونه تخصیص داده شوند، چه شخصی به چه کسی گزارش دهد و سازوکارهای هماهنگی رسمی و همچنین الگوهای تعاملی سازمانی که باید رعایت شوند کدامند؟

ما ساختار را به عنوان یکی از اجزاء سازمان، که از عنصر پیچیدگی، رسمیت و تمرکز تشکیل شده، تعریف می کنیم.

پیچیدگی، حدود تفکیک درون سازمان را نشان می دهد. همچنین میزان تخصص گرائی، تقسیم کار و تعداد سطوح در سلسله مراتب سازمان را اشاره می کند. و حد و حدودی که واحدهای سازمانی از لحاظ جغرافیایی پراکنده شده اند را نیز تصریح می کند. البته پیچیدگی یک اصطلاح نسبی است.

حدی که یک سازمان برای جهت دهی رفتار کارکنانش، به قوانین،‌مقررات و رویه ها متکی است، رسمیت نام دارد.

تمرکز، به جائیکه اختیار تصمیم­گیری در آنجا متمرکز است، اشاره دارد.در برخی سازمانها تصمیم گیری بشدت متمرکز است.

معمولاً تمرکز و عدم تمرکز را روی یک پیوستار نشان می دهند.

 

طراحی سازمان چیست؟

طراحی سازمان به نحوة ساخت و تغییر ساختار، برای تحقق اهداف سازمانی اشاره می کند.

در ساختن یک ساختار، آنچه مورد استفاده قرار می گیرد نقشه یا سند مشابه ای است که نمودار سازمانی نام دارد.

تئوری سازمان چیست؟

تئوری سازمان رشته ای است که ساختار و طراحی سازمان را مورد مطالعه قرار می دهد. تئوری سازمان به هر دو جنبه تشریحی و تجویزی این رشته می پردازد. تئوری سازمان تشریح می کند که سازمانها، واقعاً چگونه ساختارمند می شوند و همچنین پیشنهاداتی راجع به اینکه چگونه می توان سازمانها را طوری بنا نمود که اثر بخشی آنها افزایش یابد، ارائه می دهد.

مقایسه تئوری سازمان و تئوری رفتار سازمانی

رفتار سازمانی، دیدگاهی خرد نسبت به مسائل داشته و بر افراد و گروههای کوچک تأکید دارد.

در مقابل رفتار سازمانی، تئوری سازمان دیدگاهی کلان نسبت به مسائل سازمانی دارد. واحد تجزیه و تحلیل آن، سازمان یا واحدهای فرعی سازمان هستند.

وقتی که نظریه پردازان سازمان، تعارض را بررسی می­کنند بر مسائل و مشکلات هماهنگی تأکید دارند. در حالیکه دانشجویان رفتار سازمانی، همین تعارض را کاملاً ناشی از مسائل و مشکلات افراد دورن سازمان می بینند ولی دانشجویان تئوری سازمان، این تعارض را نشأت گرفته از نواقص موجود در طراحی سازمان می پندارد. بدیهی است که این مسئله دلالت بر این ندارد که یکی از ایندو و صحیح و دیگری غلط است. تئوری سازمان و رفتار سازمانی هر کدام بر سطوح مختلف تجزیه و تحلیل سازمانی تأکید می ورزند.

مکانیسم سازماندهی:

¨     تفکیک   (تقسیم کار)

¨     ترکیب  (سلسله مراتب)

¨     تفکیک به عنوان اولین اقدام سازماندهی مطرح است ( بوسیله مکانیسم تقسیم کارDivision of work صورت می گیرد )

¨     ترکیب  Departmentalization نیز به صورت دومین اقدام است ( از طریق سلسه مراتب)

نمودار سازمانی(chart)

مواردی که نمودار سازمانی منعکس آنهاست

¨     تقسیم کار

¨     روابط سرپرستی(روابط رئیس و مرئوس)

¨     مسیرهای ارتباطی رسمی

¨     واحد های فرعی عمده

¨     سطوح مدیریت

مواردی که نمودار سازمانی بیانگر آنها نیست

¨     میزان مسئولیت و اختیارات پست های سازمانی در سطح های هم رده

¨     بزرگی و کوچکی اش نمی تواند بیانگر اهمیت واحد مورد نظر باشد

¨     بین واحدهای صفی و ستادی تمایز قائل نمی شود

¨     روابط غیر رسمی مشخص نمی باشد

سطوح سازمانی

¨     هرچه حیطه نظارت محدودتر باشد تعداد سطوح سازمانی(ارتفاع سازمان)بیشترمی شود.

¨    وهرچه حیطه نظارت توسعه یابد، ارتفاع کمترمی شود . که هرچه ساختار مسطح ترباشد،سرعت تصمیم گیری بیشتر،عدم تمرکز  بیشتر،خواهد بود.

¨     حیطه کنترل :

¨     تعداد زیردستانی که یک مدیر می­تواند بطور اثربخش آنها را هدایت کند.

 

عوامل موثر بر حیطه نظارت

¨     وی‍‍‍ژگیهای شخصی (رهبر)

¡        توانایی

¡        باور

ú         X

ú         y

¨     ویژگیهای شخصی(کارکنان) توانایی

¨     ویژگیهای شغلی/سازمانی(تنوع)

¨     ویژگیهای محیطی (پراکندگی جغرافیایی)

¨     ویژگیهای تکنولوژیکی


انگیزش

یکی از وظایف مهم مدیران در سازمانها، شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان خود و فراهم کردن زمینه های رشد و شکوفایی آنان است که زمینه تحقق هدف مهم و اساسی ارتقای بهره وری را نیز فراهم می کند. به عبارت دیگر شناخت مسائل انگیزشی کارکنان جهت بهبود عملکرد و افزایش بهره وری سازمان بسیار حائز اهمیت است. همچنین کسب چنین شناختی می تواند به بهبود کاربرد منابع انسانی سازمانی کمک شایانی کند و در جلوگیری از مقاومت کارکنان در مقابل تغییرات، کاهش محدودیت در بازده و مبارزه با ستیز و مجادله کاری کارکنان با یکدیگر کمک کند و به ایجاد یک سازمان سود آور منتهی شود.

در این زمینه توجه به چند نکته ضروری است:

 افراد از نظر پویایی انگیزشی با یکدیگر متفاوتند. برای مثال سطح انگیزشی یک کارگر با یک کارمند فرق می کند. همین طور برنامه هایی برای انگیزش در یک مدیر میانی با یک مدیر ارشد. همچنین کارمندی که در اثر کار در یک بخش سازمان دچار افسردگی می شود، ممکن است که در قسمت دیگر بازدهی و بهره وری بالایی داشته باشد. به علاوه، یک کارگر کمه در اثر کار با یک دستگاه در یک شهر احساس خستگی می کند، امکان دارد در شهر دیگری ساعتها با دستگاه مشابه بدون احساس خستگی کار کند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان علت این امر ممکن است به شخص یا کننده کار بستگی نداشته باشد، بلکه به محیط، موقعیت یا وضعیت کار بستگی دارد.

سطح یا میزان انگیزش یک نفر در زمانهای متفاوت فرق می کند. ممکن است که فرد تلاش زیادی در سازمان بنماید ولی این کوشش ها در راستای اهداف سازمانی نباشد و در مخالفت با منافع سازمان صورت گیرد. توجه به مسائل مختلف مطرح شده فوق جای هیچگونه تردیدی را باقی نمی گذارد که کارکنان سازمان از نظر سطح،زمینه ها و عوامل بروز انگیزش و همچنین زمان و مکان افزایش آن با یکدیگر متفاوت هستند. بنابراین سازمانها برای ایجاد و افزایش انگیزش کارکنان خود به برنامه و ابزارهای متعدد و متفاوتی نیاز دارند که این مقاله در پی طرح آنان است.

برنامه های سازمانی ایجاد انگیزش در کارکنان

عمده ترین برنامه ها برای ایجاد انگیزش در سازمان عبارتند از:
1. مدیریت مبتنی بر هدف

2. تعدیل در رفتار

که این برنامه شامل 5 مرحله است:

مرحله اول- شناسایی رفتار اصلی

مرحله دوم- سنجش یا اندازه گیری رفتارها

مرحله سوم-شناسایی ترتیب رفتارها

مرحله چهارم-ارائه استراتژی و ایجاد تغییرات لازم در رفتارها

مرحله پنجم- ارزیابی عملکرد

3.مشارکت کارکنان

برنامه های مشارکت کارکنان به انواع خاصی تقسیم می شود که عبارتند از:

الف-مدیریت مشارکتی

ب-مشارکت نمایندگان کارکنان

ج-دایره کیفیت

د-سهیم کردن کارکنان در سازمان

4.برنامه های مبتنی بر حقوق متغیر

5.برنامه های پرداخت بر اساس مهارت

6. برنامه های مزایای انعطاف پذیر